مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

124

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - فرمود : « اما بعد ، اين شخص طغيانگر ( معاوية ) دربارهء ما وشيعيان ما اعمالي را روا داشت . ديديد وفهميديد وشاهد بوديد . من مىخواهم مطلبي را از شما سؤال كنم . اگر راست گفتم ، مرا تصديق ، واگر دروغ گفتم ، مرا تكذيب كنيد . شما را قسم مىدهم به حق خدا بر شما وحق پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم وخويشاوندى من كه به پيامبر دارم كه ( در روايت ديگر : بشنويد كلام مرا وبنويسيد گفتارم وسپس به شهرها وقبائلتان برگرديد ) وقتي از اين مكان برگشتيد واين گفتار مرا عنوان كرديد ، در شهر خود از قبائلتان ، آنان‌كه به آنها ايمان واطمينان داريد ، دعوت كنيد وآنچه دربارهء ما وحق ما مىدانيد به آنها برسانيد . چون من مىترسم اين امر كم‌كم كهنه شود وحق از بين برود ومغلوب شود . خداوند نورش را به اتمام مىرساند ، اگرچه كافران اكراه داشته باشند » . حضرت ضمن اين گفتار ، آنچه كه خداوند در قرآن دربارهء آنان نازل كرده بود ، تلاوت وتفسير فرمود ونيز هرچه پيامبر دربارهء پدر وبرادرش وخود وأهل بيتش گفته بود ، نقل كرد . در همهء آنها أصحاب مىگفتند : « آرى به خدا ، اين سخنان را شنيديم وشهادت مىدهيم . » وتابعين مىگفتند : « به خدا قسم اين كلمات را كساني از صحابه كه آنها را راستگو مىدانيم وآنها را به امانت مىشناسيم برايمان نقل كردند . » بعد حضرت فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم كه سخنان مرا براي كساني كه به أو وبه دينش اطمينان داريد ، نقل كنيد . » سليم مىگويد : « از جمله كلماتي كه امام حسين عليه السّلام دربارهء آن ، آنان را قسم داد ويادآور شد ، اين بود كه فرمود : 1 . شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا مىدانيد كه علي بن أبي طالب عليه السّلام برادر پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم بود ؟ هنگامى كه پيامبر بين اصحابش برادرى برقرار مىكرد ، بين أو وخودش برادرى برقرار كرد وفرمود : « تو برادر من ومن برادر تو در دنيا وآخرت‌ام » ؟ گفتند : « آرى به خدا . » 2 . فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم . آيا مىدانيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم محل مسجد ومنازلش را خريد وبنا كرد . وبعد در آن محل ده اتاق بنا كرد ؟ نه اتاق براي خودش ويكى را كه در وسط واقع شده بود ، به پدرم علي عليه السّلام اختصاص داد . سپس درهايى كه به مسجد باز مىشد ، جز درب اتاق پدرم ، همه را بست . » در اين باره عده‌اى به سخن آمدند . پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم فرمود : « من از طرف خودم درهاى منازل شما را بسته ودرب منزل على را باز نگذاشتم ، بلكه خداوند مرا به بستن درهاى منازل شما وگشودن در منزل علي عليه السّلام امر كرد ! بعد پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم همهء مردم را به جز علي عليه السّلام از خوابيدن در مسجد نهى فرمود . علي عليه السّلام در مسجد ومنزلش ودر منزل پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم جنب مىشد وبراي رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وسلّم وعلي عليه السّلام در همان مسجد فرزندانى متولد شدند ؟ » همه گفتند : « آرى به خدا . » 3 . فرمود : آيا مىدانيد كه عمر بن الخطّاب علاقة داشت كه پنجره‌اى بقدر يك چشم از منزلش به مسجد باز كند ، ولى پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم خوددارى كرد وخطبه‌اى ايراد كرد وفرمود : « خداوند به من دستور داده تا مسجدى پاك بنا كنم كه غير خود وبرادرم وفرزندانش در آن سكونت نكند ؟ » گفتند : « آرى به خدا . » 4 . فرمود : آيا مىدانيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم روز عيد غدير خم ، علي عليه السّلام را به ولايت نصب كرد وفرمود : -